ويلفرد مادلونگ ( مترجم : نمايى / قاسمى / مهدوى / ضابط )
87
جانشينى محمد ( ص ) ( فارسي )
تصوّرى كه عمر از سابقه داشت در اينجا ديوان سپاه براى تقسيم عايدات سرزمينهاى فتح شده در بين مسلمانان بازتاب يافته است . روايت شده كه أبو بكر از هر مقدار پولى كه به مدينه مىرسيد به تمام مسلمانان سهم برابر مىداد ؛ به هر تقدير اين روايت نمىتواند چندان موثّق باشد . امّا گفتهاند كه عمر بر خلاف او تأكيد مىورزيد كه نمىتواند كسانى را كه در كنار پيامبر جنگيدهاند با كسانى كه عليه او جنگيدهاند برابر نهد . « 1 » بدين ترتيب ، بيشترين حقوق را به كسانى مىداد كه در جنگ بدر جنگيده بودند و كسانى كه در مراحل بعدى به اسلام گرويده و در راه آن جنگ كرده بودند بتدريج مبالغ كمترى دريافت مىداشتند . تنها براى خويشاوندان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله استثناهايى در نظر گرفته شده بود . همسران پيامبر دو برابر رزمندگان بدر حقوق مىگرفتند و عباس ، عموى پيامبر كه وارث زنده او شمرده مىشد ، به اندازهء همسران آن حضرت حقوق مىگرفت . سهم نوادگان پيامبر ، يعنى حسن عليه السّلام و حسين عليه السّلام ، افزايش يافت كه آشكار بود به سبب پاسداشت حقوق فاطمه عليها السّلام است . سهم آنان برابر سهم پدرشان ، على عليه السّلام بود كه به اندازه مجاهدان بدر حقوق مىگرفت . « 2 » تكيهء عمر بر شورا در روايتى از ابن عباس دربارهء لشكركشى او به شام در سال هجدهم هجرى « 3 » كاملا آشكار است . عبد اللّه بن عباس گويد : عمر به آهنگ غزا برون شد ، مهاجران و انصار با وى بودند . همه كسان آمده بودند و چون به سرغ رسيدند سران سپاهها . . . پيش وى آمدند و گفتند : ولايت وبايى است . عمر گفت : مهاجران نخستين را به نزد من فراهم آر . گويد : و چون فراهمشان آوردم و با آنها مشورت كرد اختلاف كردند . . . و چون قوم اختلاف كردند گفت : برويد . آنگاه گفت : انصاريانى را كه به اين ديار مهاجرت كردهاند پيش من فراهم آر . . . و چون اختلاف كردند گفت : برويد . آنگاه گفت : قرشيانى را كه پس از فتح مكّه مهاجرت كردهاند پيش من فراهم آر . و چون فراهمشان
--> ( 1 ) تاريخ اسلام ، ج 4 ، ص 385 - 386 ، 391 . ( 2 ) همان ، ص 388 - 427 ، پوئين ، ديوان عمر بن خطاب ، رسالهاى در باب تاريخچه ديوان ادارى در صدر اسلام ، بن ، 1970 . كايتانى معتقد است كه روايات مربوط به ترجيح دادن خويشاوندان پيامبر ساختهء شيعيان و عباسيان است ( ص 376 ، 379 - 382 ، 388 ، 393 ) امّا اين سخن او پايهاى ندارد . ( 3 ) طبرى ، ج 1 ، ص 2511 - 2513 . طبرى با استناد به ابن اسحاق و واقدى ، اين لشكركشى را به نادرست جزو رويدادهاى سال هفدهم ذكر مىكند . ر . ك : تاريخ اسلام ، ج 4 ، ص 18 .